خانه » تازه ها » تهران؛ شهر بی‌ درخت

تهران؛ شهر بی‌ درخت

shahrvan_org37شهروان – حسن قدیانی: برخی میراث‌ها و یادگار‌ها فرهنگی و تاریخی‌اند و برخی طبیعی، اما هستند یادگار‌هایی که هم تاریخی‌اند و هم طبیعی. جاهایی مانند قنات‌ها یا باغ‌هایی چون باغ شازده، که یادمان‌هایی تاریخی را در خود گرفته‌اند. اما بسیار کم‌شمارند یادگارهایی که از هر دو، تبار داشته باشند، و پویا و زنده هم باشند. به‌سخنی، جایی که زندگی در آنها چنان در گردش باشد که گاه فراموش می‌شود میراث و یادگاری فرهنگی و طبیعی است. خیابان ولیعصر یا پهلویِ پیشین نمونه‌ی آشکار این‌دست از یادگارهاست. خیابانی تاریخی که هسته‌ی آن از چند خیابان کهنی که در راستای هم بودند پی افکنده شد: خیابان باغ جنت از پل امیربهادر تا میدان منیریه‌ی کنونی، خیابان امیریه از میدان منیریه تا میدان سردرسنگی یا کاخ مرمر، خیابان باغ انگوری از کاخ مرمر تا جنوب چهارراه شاه (جمهوری)، خیابان جدید جناب‌وزیر که در میان زمین‌های بایر و بیابانی وزیر از جنوب چهارراه شاه تا کنار ضلع شمالی حصار ناصری بود، یعنی جایی که بعدها در آن به‌جای کافه‌ بلدیه بنای ارزشمند تئاتر شهر را ساختند. چون در دوره‌ی پهلوی، منطقه‌ی شمیرانات بیشتر کاربرد ییلاقی داشت، این گذرگاه نیز راهی بود که از میان تپه‌ها می‌گذشت و چندان شباهت به خیابان‌هایی مانند سپه (امام خمینی) و شاهرضا (انقلاب) که پیرامون آنها ساختمان‌های مدرن ساخته شده بود، نداشت. از این‌رو، آنچه به این خیابان‌ها یکپارچگی و یگانگی بخشید و دنباله‌اش را در میان زمین‌های بیابانی بالای چهارراهِ دزدان (میدان ونکِ کنونی) به دیدِ همگان آورد درخت‌کاری آن بود؛ آن‌هم با درختانی که، هم‌زمان با سازگاری بسیار با آب‌وهوای پایتخت، هویت تاریخی این شهر کوچک قاجاری را پایا و مانا می‌کرد…

 shahrvan_org32اگر استانبول شهر سروهاست تهران را باید شهر چنارهای بریده‌شده خواند؛ این جمله را اگر «پیرو دلاواله»، جهانگرد ایتالیایی سده‌ی هفدهم میلادی، امروز به تهران می‌آمد می‌توانست در کتاب خود بنویسد هر چند او شهر زیبای پُردرخت تهران را چهار قرن پیش این‌گونه توصیف کرد: «اگر استانبول شهر سروهاست تهران را باید شهر چنارها خواند».

به راستی چرا استانبول هنوز شهر سروهاست و تهران، نه تنها چنارهایش بلکه درختان و باغ‌هایش طعم زهرآگین اره‌های برقی را احساس می‌کند و گاهی ریشه‌هایش به جای آب قنات‌های شمیران طعم تند نفت و بنزین یا حتی مرگ موش و سم‌هایی دیگر را می‌چشد؟! می‌گویند در جنگ، ابزار جنگی را که از دشمن گرفتیم از میان نبریم؛ ابزار جنگی را «غنیمت» می‌نامیم. درختان را که نه ابزاری برای نابودی است بلکه زندگی هم می‌بخشد حتی اگر از دشمن هم غنیمت می‌گرفتیم می‌بایست حفظ می‌کردیم؛ درختانی که نفس می‌بخشند، نفسی حیات‌بخش!

shahrvan_org35در گذر شش سال ۶۰ هزار اصله چنار در دو سوی خیابان ولیعصر، هر کدام در دو ردیف، کاشته شد؛ درختانی که در هر ردیف یک متر از هم فاصله داشتند و درختان ردیف کناری نیز به همین صورت، و اکنون ۹۰ سال از آن دوران چنارستان می‌گذرد. آبیاری این درختان با حفر دو دهنه چاه در سه‌راه زعفرانیه جوی دو سوی خیابان ولیعصر را به صورت شگفت‌انگیز همواره پُرآب‌ و فرح‌بخش کرده بود. خیابان ولیعصر، از میدان راه‌آهن تا میدان تجریش، بلندترین، مهم ترین و پُرآوازه‌ترین خیابان تهران و ایران و خاورمیانه سرانجام پس از گذشت ۹ دهه در هفتم دی ماه ۱۳۹۰ در فهرست آثار میراث فرهنگی کشور گذاشته شد. پس از آن قرار شد تا پرونده‌ی ثبت جهانیِ این خیابان نیز بر دستِ دانشگاه تهران آماده شود که دیگر خبری از آن نشد، هم‌چنان‌که همان سال شورای شهر سازمان زیبا‌سازی‌ را مکلف به تهیه‌ی لایحه‌ی سیما و منظر شهری نموده بود که بیش از هر جایِ تهران این خیابان تاریخی و میراث ملی به آن نیاز داشت، که البته هنوز اثری از اجرای آن هم دیده نمی‌شود (روزی سیدمحمد جواد شوشتری، مدیرعامل سازمان زیباسازی شهر تهران، گفته بود که تهیه و تدوین لایحه‌ی پیشنهادی توسعه‌ی فضای سبز عمودی، اصلاح الگوی مصرف و به‌کارگیری انرژی پاک نیز به پایان رسیده است. روزگاری هم قرار بود درخت هاي سرسبز و ريشه‌دار خيابان خاطره‌انگيز پايتخت با اجراي طرح ترافيکي خيابان ولي‌عصر از دیدِ زيست‌محيطي! باززنده و احيا شوند).

برابرِ قانون همه‌ی سازمان‌ها، و از جمله شهرداری، باید برای انجام هر طرحی در این خیابان از سازمان میراث فرهنگی استعلام کنند اما گویا این قانون تنها بر روی چند برگ کاغذ اثربخش است. حفاظت از زیست‌بوم و میراث‌ها و یادگارهای فرهنگی و تاریخی وابسته به قانون نیست به «جو»یی همت و وجدانی بیدار نیازمند است. چنار‌های کهن خیابان ولیعصر به بهانه‌های گوناگون روزانه می‌میرند و شبانه تنه‌ی آنها بریده می‌شود اما نه تنها چنارهای کهن بلکه نهال‌های چند ساله‌ی این خیابان هم به بهانه‌هایی بریده می‌شود.

حسن پیراسته، هم‌وند کمیته‌ی محیط زیست شورای شهر تهران، دلایل نابودی درختان خیابان ولیعصر را در پی کوتاهی شهرداری تهران و بی‌توجهی سازمان میراث فرهنگی این‌گونه بیان می‌کند:

ـ ایجاد بستر سیمانی در جوی‌ها آن‌هم بدون رعایت حریمی مناسب برای درخت، در حدود دو دهه پیش، زندگی را بر درختان خیابان ولی‌عصر دشوار می‌کند؛ چرا که نفوذ آب به ریشه‌ی درختان سخت می‌شود. با توجه به افزایشِ گرما و آلودگی هوا این کمبود آب هم سبب می‌شود درختان به تدریج ایستادگی خود را در برابر آفات از دست داده تا بیماری‌ها آهسته آهسته این چنارها را از پای درآورند.

ـ بلندمرتبه‌سازی‌هایی که پیرامونِ خیابان ولیعصر صورت گرفته رشد درختان را با اشکال مواجه کرده است.

ـ ساخت‌وسازها (گودبرداری‌ها) و عملیات عمرانی مانند ساخت خط‌های تلفن، ‌آب و گاز و فاضلاب، عامل دیگری است که وضعیت بدی را برای درختان این خیابان رقم زده است.

ـ بسیاری از مراکز اداری ـ تجاری فاضلاب خود را درون جوی‌های آبی می‌ریزند که درختان چنار از همان آب بهره می‌برند، برای جلوگیری از ادامه‌ی این روند سازمان حفاظت محیط‌زیست باید پیش‌قدم شود.

ـ شرکت متروی تهران و حومه در محدوده‌ی میدان ولیعصر تا خیابان فاطمی کف تمامی جوی‌ها را در برابر آب نفوذناپذیر کرده تا به این ترتیب از ریزش مترو یا نشت آب جلوگیری کند. این اقدام موجب شده ریشه‌ی درختان این منطقه رو به خشک شدن برود. کارشناسان هشدار می‌دهند این اقدام مرگ حتمی درختان این منطقه را به دنبال دارد و تا یکی دو سال آینده همه‌ی ۱۰۰ درخت چنار در این بازه خشک خواهد شد.

در این‌باره فرهنگ قصریانی، استاد دانشگاه و عضو کمیته‌ی باغات شورای شهر تهران، نیز می‌افزاید:

ـ بازتاب نور و گرما توسط ساختمان‌هایی با نماهای شیشه‌ای تضعیف درختان در خیابان ولیعصر را رقم می‌زند.

ـ گاه دیده می‌شود که شهرداری‌ برخی مناطق در خیابان ولیعصر به جای چنار اقدام به کاشت درخت توت کرده‌اند که اکیداً سفارش می‌شود از این اقدام خودداری کنند تا چنار به عنوان هویت خیابان ولیعصر باقی بماند.

شادروان یاسر انصاری، دبیرکل وقتِ «کانون عالی گسترش فضای سبز» نیز روزی در این‌باره گفته بود:

ـ برخی مراکز تجاری از آنجا که می‌خواهند نماها و تابلوهایشان در معرض دید باشد با روش‌هایی ویژه اقدام به خشک کردن درختان می‌کنند و برای آن‌که در دادگاه محکوم نشوند آن سوی خیابان هم چند درخت را خشک می‌کنند تا خود را از اتهام بری کنند!

shahrvan_org38گروهی هم از کهن‌سال بودن و امکان افتادن درختان بر سر مردم مي‌گويند؛ شماری هم بهانه‌ی پوسيدگي به‌دستِ حشره‌ها را برهانی بر قطع اين درختان مي‌دانند. اما دست‌کم با اندکي اندیشیدن مي‌توان دريافت که اين درختان بي‌گناه تنها مزاحمان پارکينگ‌سازي‌ها، ساختمان‌سازي‌ها و… هستند.

به قولِ هومان خاکپور، کنشگر محيط زيست، اعلام اين موضوع که قطع درختان به‌دليل آفت‌زدگي است، عذر بدتر از گناه است. مسؤولان فضاي سبز تهران و شهرداري چطور نسبت به درختان اين منطقه که جزو ثبت ملي هستند، آن‌قدر بي‌تفاوت بوده‌اند که اين درختان دچار بيماري بشوند تا جايي که به‌دليل خطر فرو افتادن مجبور به قطع آنها بشوند؟! چرا اين درختان صدساله در بلندترين خيابان خاورميانه آن‌قدر براي مسئولان بي‌تفاوت هستند که دچار چنین سرنوشتی شوند؟

این بلند‌ترین خیابانِ خاورمیانه، که با ردیف‌های چنار منظم در دو سویش است که شهرتی جهانی دارد، از میدان راه‌آهن با ۱۱۰۰ متر بلندی از سطح دریا آغاز و به میدان تجریش با ۱۶۰۰ متر بلندی در منطقه‌ی شمیرانات پایان می‌یابد. وجود چنارهای این خیابان طولانی ــ در آن‌جاهایی که به‌خوبی باقی مانده ــ چنان زیبایی دلپذیری به این خیابان داده، که بی‌شک آن را جزو زیباترین خیابان‌های شهرهای جهان درآورده است. این چنارها که اکنون جزو میراث ملی به شمار می‌آیند، میراثِ معنویِ خاطره‌های دل‌انگیز چندین نسل از تهرانی‌ها را با خود دارند. از این رو، نگهداری آن‌ها می‌بایست از مهم‌ترین خویش‌کاری‌ها (وظیفه‌ها) و دغدغه‌ها‌ی شهرداری تهران و سازمان‌های وابسته، به ویژه سازمان زیباسازی شهر تهران، باشد.

نابود کردن این درختان تاریخی در حالی است که درخت چنار يکي از ديرزيست‌ترين درختان است و عمرِ کمینه‌ی آن حدود ۴۰۰ سال است که در شرایط خوب، هم‌چون چنار تاریخی امام‌زاده صالح که با طرح گسترشِ آن اما‌م‌زاده نابود شد، عمرش بیش از هزار سال هم می‌تواند باشد.

کم شدن درختان خیابان ولیعصر در گذر زمان ما را بر آن داشت که بر اساس نگرش ایرانیان که در فرهنگ و مذهب درخت ارزشی برابر با جان انسان دارد این فاجعه را بررسی کنیم. با پشتیبانی «دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران» و «شرکت مهندسی و ساخت پایاهور» پروژه‌ی عکاسی درختان خشک و بریده‌شده‌ی خیابان ولیعصر کلید می‌خورد: مبدا میدان راه‌آهن؛ مقصد میدان تجریش، و بار دیگر از میدان تجریش تا میدان راه‌آهن…

در میانه‌های جوی خیابان ولیعصر گام برداشته و از درختان خشک‌شده یا بهتر بگویم خشک‌کرده و درختان بریده‌شده عکاسی می‌کنم. همسایگان کنار خیابان ولیعصر، در طول مسیر، با دیدن عکاسیِ یک خبرنگار پرسش‌های‌شان آغاز می‌شود: «از موش‌ها عکس می‌گیری؟»، «این‌جا دیگه آب نداره عکس نگیر»، «از شهرداری هستی؟»، «این‌جا همیشه پُرِ آشغاله»،… گویا در این میان درختان واژه‌ای فراموش شده‌اند و هنگامی که آگاه می‌شوند عکاسی از درختان است جمله‌های‌شان به داستان‌هایی طولانی تبدیل می‌شود، داستان «مرگ درخت»…

shahrvan_org39به میدان تجریش می‌رسم، ۱۸۱۵ بار شاتر دوربین را فشرده‌ام، به سمت میدان راه‌آهن راه می‌افتم، در میانه‌ی راه در بخشی از خیابان عکاسی ممنوع است و چه درختان کهن‌سالی در همین قسمتِ «عکاسی ممنوع» به زمین افتادند! گویا هم عکاسی ممنوع است هم درخت! دوربین توقیف می‌شود، عکس‌های گرفته شده در آن بخش پاک می‌شوند… اما شمارش ادامه می‌یابد! بدون عکاسی به میدان راه‌آهن می‌رسم، ۲۲۶۳ درخت نیز در راه شمال به جنوب خشک و بریده شده که هنوز آثار آنها قابل دیدن است. در دو سوی خیابان ولیعصر ۴۰۷۸ درخت خشک و بریده‌شده را آمار می‌گیریم، از مرگ این‌همه درخت جز اندوه و حسرت کاری نمی‌توان کرد. چرا می‌توان! برای این همه‌ی این درختان، که چون تنِ آدمی ارجمند بوده‌اند، مجلس ترحیم و سوگواره‌ای برگزار کنیم. به یاریِ علیرضا افشاری (دبیرِ دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران)، حامد پارسی (دبیرِ کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران)، سونیا شفیعی (دبیرِ شاخه‌ی زیست‌بومِ دیده‌بان) و دکتر مهدیه جعفری (از هم‌وندانِ کانون) آماده‌ی تدارک برگزاری سوگواره‌ی درختان خیابان ولیعصر می‌شوم. از میان ۴۰۰۰ قطعه عکس ۶۰ تصویر بر روی قاب قرار می‌گیرند. کارت دعوت به این مجلس ترحیم آماده می‌شود: روزگارِ درختان خیابان ولیعصر بی‌رحمانه پاییزی است و در این پاییز بی‌رحم این درختان‌اند که می‌ریزند… این مراسم تنها یک گردهم‌آیی در رثای درختانی نیست که دیگر نیستند، بلکه امید داریم تلاشی باشد برای ماندنِ آنانی که هنوز هستند.

کارت دعوت برای دوستان و آشنایان فرستاده می‌شود و چه کسی دوست‌تر و آشناتر از شهروندانِ تهرانی! مکان نگارخانه‌ی ژینوس. روبان‌های مشکی روی قاب عکس‌ها نشانی از عزاست، عزای درختانی که دیگر نیستند! محمد حقانی، هموند شورای شهر تهران، با دیدن هر عکس سری تکان می‌دهد و بر اندوهش افزوده می‌شود. می‌گوید:

«آنچه شما الان برایش مجلس ترحیم به‌پا کرده‌اید محور ولیعصر است اما فی‌الواقع برای همه‌ی شهر تهران است. برای همه‌ی باغات تهران است از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب باید گسترده شود و هشداری باشد به مسؤولین، به دست‌اندرکارانی که درآمد را ترجیح داده‌اند به درخت…

برج‌هایی که در دو طرف خیابان ولیعصر هست و ما بارها گفته‌ایم و تذکر داده‌ایم ولی گوش شنوایی وجود ندارد، پنج شش طبقه پارکینگ در زیر بیشتر به آنها می‌دهند (!؟) و برای مقاوم‌سازی دیواره‌ها باید از میلگرد استفاده کنند و آنها را به دل درختان فرو می‌کنند، از زیر ریشه‌ها را می‌زنند و از بالا هم که هوایی وجود ندارد…

ما در دو دهه‌ی گذشته بیش از چهار هزار و پانصد هکتار از باغات تهران را از دست داده‌ایم و به جایش گل لاله و غیره کاشته‌ایم. البته من با گل مخالف نیستم ولی از آن مهم‌تر، آنچه با زندگی ما سروکار دارد، درخت است…

در شورای شهر چهارم، که بنده در آن عضویت دارم، نهایت فکر و ذکرمان را روی این قضیه گذاشته‌ایم و آخرین اقدام‌مان این بود که بتوانیم باغات کن را نگه داریم تا به سرنوشت دیگر باغات دچار نشود. همه می‌دانیم که در گوشه و کنار این شهر تک‌باغ‌هایی وجود دارد که باید قبول کنیم دارند نفس‌های آخر را می‌کشند مثل باغات طرشت، سوهانک، باغات منطقه‌ی ۱۸ و خیلی باغاتی که هنوز هم وجود دارند اما مورد بی‌توجهی و بی‌مهری قرار گرفته‌اند…

شماها آدم‌هایی هستید که بی‌جیره و مواجب، از سر صدق و از روی علاقه، به مواهب طبیعی شهرتان نگاه می‌کنید و نباید در این راه کوچک‌ترین ناامیدی به خود راه دهید. شما نمی‌دانید برای گرفتن مصوبه‌ای کوچک، مثلاً برای نگه داشتن باغات کن، چه زحماتی باید کشید، چه لابی‌هایی باید کرد، فقط برای اینکه این باغات را بگذارند برای نسل آینده بماند. ما دیگر چیزی در این تهران باقی نگذاشته‌ایم نه هوا، نه آب و نه خاک.

افتخار گذشتگان این بوده که چند صد کیلو نمک خریداری شده برای این‌که برف‌ها را آب کنند برای عبور و تردد ماشین. بزرگراه‌ها کوچک‌ترین تأثیری در حمل و نقل و ترافیک ندارند! ما همه را تشویق به خریدنِ ماشین می‌کنیم تا خودروهایی که اکثراً صاحب هیچ یک از استانداردها و شاخصه‌های محیط زیستی نیستند در این شهر جریان یابند… ای کاش به‌جای این سوگواره، می‌توانستیم جشنی برای کاشت درخت برپا کنیم. می‌دانید که جشن درختکاری هم داریم و پیشینیان ما درخت را می‌کاشتند و بعد آخر فصل برایش جشن می‌گرفتند…».

shahrvan_org36راستی آقای حقانی برای نفس کشیدن و زندگی کردن باید لابی کرد؟!

محمد حقانی پارچه‌نوشته‌ای را امضا می‌کند که قرار است خود آن را تحویل بگیرد. امضاکنندگان این پارچه‌نوشته درخواست‌هایی را از شهرداری تهران برای نگاهداریِ بهتر چنارهای کهنِ خیابان ولیعصر و پاسداری از تاریخ و هویت این خیابان دارند. به خدا خواست‌های سختی نیست، حفاظت و حراست از درختان:

ـ با هزینه‌کرد و فراهم‌آوری دانش و فناوری‌های روز و تجربه‌های جهانی امکانِ مرگ کم‌شمار چنارهای کهنِ بازمانده را از میان ببرید؛

ـ با گسترش پیاده‌روها، و به‌ویژه سخت‌گیری بسیار در دادنِ پروانه‌های ساخت برای ساختمان‌های بلندمرتبه در دو سوی این خیابان تاریخی، برای این درختان زیبا حریمی بزرگ‌تر را ایجاد کنید؛

ـ جریمه‌ی قطع این درختان را افزون و سنگین کنید، به‌ویژه برای مجتمع‌های بزرگ و مرکزهای خرید، تا مبادا جان این عزیزان فقط به خاطر نگاه‌های افزون‌خواهانه گرفته شود؛

ـ پرونده‌ی ثبت جهانی این خیابان را به چرخشی دوباره بیندازید؛

ـ تشکیل ستادی همیشگی برای بررسی مسایل خیابان ولیعصر با حضور نمایندگانی از شهرداری، سازمان حفاظت از محیط زیست، سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و سازمان‌های مردم‌نهاد.

 هنگام خروج بازدیدکنندگان از نمایشگاهِ عکس سوگواره‌ی درختان خیابان ولیعصر همه اندوهگین‌اند؛ ویژگی مجلس سوگواری این است. از این عکس‌ها نمی‌توان لذت برد. گزارش و مصاحبه‌ی این نمایشگاه در یکی از روزنامه‌های تهران ممنوع می‌شود. می‌گویند این کار سیاسی است!

«ما هیچ درختی را نبریده‌ایم در این مسیر ۲۰ هزار درخت کاشته‌ایم». این جمله ای بود که پس از برگزاری نمایشگاه کسانی که حافظان درخت بودند ادعا کردند. به راستی از ۶۰ هزار چنار کاشته‌شده در خیابان ولیعصر چه تعداد هنوز نفس می‌کشند و نفس می‌دهند؟ آخرین آمارها که هنوز در خبرها به‌کار می‌رود حاکی از زنده ماندنِ هشت هزار اصله درخت کهنسال دارد…

بار دیگر از میدان راه‌آهن تا میدان تجریش را می‌رویم و برمی‌گردیم، اما نه برای درختان خشک و بریده بلکه برای شمارش درختان موجود. درختان را به سه نسل بخش می‌کنیم: درختان سی ساله به بالا (نسل اول)، درختانِ ۱۵ تا ۳۰ ساله (نسل دوم) و نهال تا درخت ۱۵ ساله (نسل سوم). پس از پایان سرشماری برای پارامتر بودن سن درخت انحراف معیار (standard deviation) و برای شمارش درختان ضریب خطایی را در نظر می‌گیریم. آمار فاجعه‌بار است. گویا باید در تدارک مجالس سوگواری بیشتری باشیم! آمار خود گویاتر از هر گزارشی است.

shahrvan_org34آمار درختان راه جنوب به شمال خیابان ولی‌عصر ـ بخش شرقی خیابان (از میدان راه‌آهن تا میدان تجریش)

میدان راه‌آهن تا چهارراه گمرک: روی‌هم‌رفته ۲۰۰ درخت

نسل اول: ۲ درخت

نسل دوم: ۱۰۳ درخت

نسل سوم: ۹۵ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۲۳

چهاراه گمرک تا میدان منیریه: روی‌هم‌رفته ۳۰۱ درخت

نسل اول: ۴۷ درخت

نسل دوم: ۱۱۷ درخت

نسل سوم: ۱۳۷ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۵۱

میدان منیریه تا چهارراه جمهوری: روی‌هم‌رفته ۲۱۶ درخت

نسل اول: ۸۳ درخت

نسل دوم: ۷۲ درخت

نسل سوم: ۶۱ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۷۴

چهارراه جمهوری تا چهارراه انقلاب: روی‌هم‌رفته ۱۴۱ درخت

نسل اول: ۶۹ درخت

نسل دوم: ۸ درخت

نسل سوم: ۶۴ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۷۳

چهارراه انقلاب تا چهارراه طالقانی: روی‌هم‌رفته ۲۵۳ درخت

نسل اول: ۲۴ درخت

نسل دوم: ۵ درخت

نسل سوم: ۲۲۴ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۱۵۵

چهارراه طالقانی تا میدان ولیعصر: روی‌هم‌رفته ۲۱۳ درخت

نسل اول: ۷۲ درخت

نسل دوم: ۱۵ درخت

نسل سوم: ۱۲۶ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۱۴۰

میدان ولیعصر تا تقاطع مطهری: روی‌هم‌رفته ۴۳۶ درخت

نسل اول: ۷ درخت

نسل دوم: ۳۷ درخت

نسل سوم: ۳۹۲ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۵۲

تقاطع مطهری تا تقاطع شهید بهشتی: روی‌هم‌رفته ۱۲۴ درخت

نسل اول: ۲۱ درخت

نسل دوم: ۱۴ درخت

نسل سوم: ۸۹ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۵۵

تقاطع شهید بهشتی تا میدان ونک: روی‌هم‌رفته ۹۷۰ درخت

نسل اول: ۵۱ درخت

نسل دوم: ۵۵ درخت

نسل سوم: ۸۶۴ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۷۰۸

میدان ونک تا چهارراه میرداماد: روی‌هم‌رفته ۱۱۲ درخت

نسل اول: ۶ درخت

نسل دوم: ۷ درخت

نسل سوم: ۹۹ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۵۷

چهارراه میرداماد تا پارک‌وی: روی‌هم‌رفته ۷۶۸ درخت

نسل اول: ۲۸۵ درخت

نسل دوم: ۳۸ درخت

نسل سوم: ۴۴۵ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۳۳۳

پارک‌وی تا تجریش: روی‌هم‌رفته ۱۱۴۲ درخت

نسل اول: ۹۹۶ درخت

نسل دوم: ۸۴ درخت

نسل سوم: ۶۲ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۹۴

***

روی هم، درختان نسل اول در مسیر جنوب به شمال: ۱۶۶۳

روی هم، درختان نسل دوم در مسیر جنوب به شمال: ۵۵۵

روی هم، درختان نسل سوم در مسیر جنوب به شمال:۲۶۵۸

همه‌ی درختان جنوب به شمال: ۴۸۷۶

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن در راه جنوب به شمال: ۱۸۱۵

 ***

آمار درختان راه شمال به جنوب خیابان ولی‌عصر ـ بخش غربی خیابان (میدان تجریش تا میدان راه‌آهن)

میدان تجریش تا پارک‌وی: روی‌هم‌رفته ۱۲۶۷ درخت

نسل اول: ۱۱۲۶ درخت

نسل دوم: ۱۲۸ درخت

نسل سوم: ۱۳ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۷۳

پارک‌وی تا چهارراه میرداماد: روی‌هم‌رفته ۱۲۰۰ درخت

نسل اول: ۶۰۵ درخت

نسل دوم: ۶۲ درخت

نسل سوم: ۵۳۳ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۴۸۲

چهارراه میرداماد تا میدان ونک: روی‌هم‌رفته ۱۶۴ درخت

نسل اول: ۹ درخت

نسل دوم: ۱۹ درخت

نسل سوم: ۱۳۶ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۱۱۷

میدان ونک تا اول خیابان بهشتی: روی‌هم‌رفته ۱۰۰۵ درخت

نسل اول: ۲۹۰ درخت

نسل دوم: ۷۸ درخت

نسل سوم: ۶۳۷ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۵۲۹

اول خیابان بهشتی تا اول خیابان مطهری: روی‌هم‌رفته ۹۸ درخت

نسل اول: ۵۶ درخت

نسل دوم: ۶ درخت

نسل سوم: ۳۶ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۵۸

اول خیابان مطهری تا میدان ولی‌عصر: روی‌هم‌رفته ۲۶۹ درخت

نسل اول: ۶۴ درخت

نسل دوم: ۴۳ درخت

نسل سوم: ۱۶۲ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۲۴۷

میدان ولی‌عصر تا تقاطع خیابان طالقانی: روی‌هم‌رفته ۲۱۳ درخت

نسل اول: ۶۷ درخت

نسل دوم: ۱۰ درخت

نسل سوم: ۱۳۶ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۱۳۵

تقاطع خیابان طالقانی تا چهارراه انقلاب: روی‌هم‌رفته ۲۶۱ درخت

نسل اول: ۵۴ درخت

نسل دوم: ۵ درخت

نسل سوم: ۲۰۲ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۲۹۷

چهارراه انقلاب تا چهارراه جمهوری: روی‌هم‌رفته ۱۷۴ درخت

نسل اول: ۷۳ درخت

نسل دوم: ۸ درخت

نسل سوم: ۹۳ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۱۱۲

چهارراه جمهوری تا چهارراه امام خمینی: روی‌هم‌رفته ۱۲۴ درخت

نسل اول: ۳۱ درخت

نسل دوم: ۱۸ درخت

نسل سوم: ۷۵ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۹۵

چهارراه امام خمینی تا میدان منیریه: روی‌هم‌رفته ۹۰ درخت

نسل اول: ۳۲ درخت

نسل دوم: ۲۸ درخت

نسل سوم: ۳۰ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۳۰

میدان منیریه تا چهارراه گمرک: روی‌هم‌رفته ۲۷۹ درخت

نسل اول: ۱۴۳ درخت

نسل دوم: ۱۰۶ درخت

نسل سوم: ۳۰ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۶۳

چهارراه گمرک تا میدان راه‌آهن: روی‌هم‌رفته ۱۹۹ درخت

نسل اول: ۵۱ درخت

نسل دوم: ۶۹ درخت

نسل سوم: ۷۹ درخت

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن: ۲۵

***

روی هم، درختان نسل اول در مسیر شمال به جنوب: ۲۶۰۱

روی هم، درختان نسل دوم در مسیر شمال به جنوب: ۵۸۰

روی هم، درختان نسل سوم در مسیر شمال به جنوب: ۲۱۶۲

همه‌ی درختان شمال به جنوب : ۵۳۴۳

شمار درختان خشک و بریده‌شده‌ی قابل دیدن در راه شمال به جنوب: ۲۲۶۳

 ***

جمع‌بندی

همه‌ی درختان خیابان ولی‌عصر از نهال یک‌ساله تا درخت کهنسال ۱۰۰ ساله تعدادشان: ۱۰۲۱۹ اصله درخت

درختان نهال یک ساله تا حدود ۱۵ ساله: ۴۸۲۰

درختان حدود ۱۵ ساله تا ۴۰ـ۳۰ ساله: ۱۱۳۵

درختان بالای ۴۰ـ۳۰ ساله: ۴۲۶۴

شمار همه‌ی درختان خشک و بریده ‌شده‌ی قابل مشاهده در هر دو طرف خیابان که عکس ‌برداری هم شده:۴۰۷۸

*- این سرشماری قرار بود در آبان ماه ۱۳۹۴ توسط کمیته محیط زیست شورای شهر در نشستی خبری اطلاع رسانی شود.

فرتورها از: حسن قدیانی

کلید واژه ها: درختان خیابان ولیعصر، محیط زیست، شهروان، حسن قدیانی، محمد حقانی، حسن پیراسته، درختان خشک، درختان بریده شده، قطع درختان، درخت کهنسال، شرکت مهندسی و ساخت پایاهور، علیرضا افشاری، هومان خاکپور، حامد پارسی، سونیا شفیعی، مهدیه جعفری، کانون عالی گسترش فضای سبز و حفظ محیط زیست ایران